شیعه و سنی باید با صلابت در مقابل دشمنان اسلام بایستند  

به نقل از پایگاه حوزه نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت http://hajj.ir/hadjwebui/news/wfShowOpinion.aspx?id=59539&searchStr=

به نظر شما در شرایط فعلی حضور علمای اهل سنت منطقه در چنین همایش ها و طبیعتا اعلام مخالفت با وهابیت و مخصوصا این که جناب مولوی عصار ایده های آنان را مخالف مکتب حنفی دانسته اند چه دستاورد ها یا نتایج مثبت یا منفی را می تواند به همراه داشته باشد؟ 

93445118965230398906.jpg

ادامه نوشته

نکوداشت مقام علمی دکتر محمدحسین پاپلی یزدی در پایتخت ایران

سه شنبه گذشته به همراه خانواده در مراسمی حضور داشتم که بسیار ارزشمند بود. دنبال فرصتی بودم که گزارش خلاصه ای از آن مراسم را منتشر کنم که بحمدالله گزارش مفصلی را در اینترنت یافتم و در این جا خدمت شما تقدیم می نمایم: 

منبع: http://www.yazdfarda.com/news/print/50897.html

سه شنبه شب مورخ 19 اردیبهشت ماه 1391 به همت انجمن ژئوپلیتیک ایران و شهرداری تهران همایش نکوداشت مقام علمی دکتر محمدحسین پاپلی یزدی، که یکی از شناخت شده ترین و تاثیرگذارترین جغرافیدانان معاصر به شمار می رود، در محل تالار ایوان شمس تهران برگزار گردید. در این مراسم که با تعداد زیادی از اساتید و دانشجویان جغرافیا و همچنین دوستدران استاد پاپلی یزدی برگزار گردید سخنرانان و اساتید مختلفی به ایراد سخن پیرامون مقام علمی دکتر پاپلی یزدی پرداختند.

در آغاز برنامه، سرکار خانم دکتر نسرین خانیها به عنوان دبیر همایش ضمن خوش آمدگویی به حضار، سطوری از کتاب خاطرات شازده حمام که خاطرات دکتر پاپلی است را قرائت نمود. آن بخش از خاطرات استاد که مربوط به ملا رفتن وی و ترکه های ملا و طبقه بندی شاگردان مکتب بر اساس شپش سر بوده است. سپس دکتر خانی ها از برگزارکنندگان و حامیان همایش نامبرد و از آنان تشکر ویژه نمود.
دکتر محمدرضا حافظ نیا استاد جغرافیای سیاسی دانشگاه تربیت مدرس و رئیس انجمن ژئوپلیتیک نیز در سخنان خود با بیان اینکه انجمن قصد دارد تا به منظور پاسداشت مقام علمی کسانی که در جغرافیا زحمت کشیده اند، نکوداشت هایی را برگزار نماید، این برنامه را دومین همایش نکوداشت انجمن ژئوپلیتیک دانست. وی در ادامه به بیان نحوه آشنایی خود با دکتر پاپلی در همایش بین المللی جغرافیدانان مسلمان در سال 1364 در مشهد پرداخت و به بیان شمه ای از فعالیت های علمی دکتر پاپلی پرداخت. حافظ نیا با بیان اینکه هرچند تخصص اصلی دکتر پاپلی یزدی جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک نیست اما نظریات و آثار بسیاری از او در این زمینه وجود دارد. از جمله تالیف 4 اثر در این حوزه و نگارش مقالات متعدد با موضوعات ژئوپلیتیکی از جمله پیشبینی فروپاشی شوروی سابق به صورت علمی. دکتر حافظ نیا ضمن ابراز تاسف از اینکه کشور از نظریات علمی و توسعه ای دکتر پاپلی استفاده نمی کند به انتقاد از شیوه های رفتاری برخی مسولان با دکتر پاپلی پرداخت و او را یکی از قهرمانان واقعی ایران در زمینه علمی برشمرد.

ادامه نوشته

افتتاحیه رسمی فاز اول کارخانه سیمان مجد خواف

379v1971_f.jpg


بالاخره بعد از مدت ها وعده دادن مسئولان دولتی برای رسمیت دادن به فاز اول کارخانه سیمان مجد خواف، امروز یکشنبه مورخ 24/2/91 ساعت 17:30 با حضور نامجو وزیر نیرو افتتاحیه رسمی صورت خواهد گرفت. 

کارخانه سیمان مجد خواف که به عنوان مردمی ترین پروژه شرق کشور شناخته می شود با مشارکت بیش از 55000 سهامدار از سراسر کشور تاسیس گردیده است. این شرکت که به تازگی وارد بازار پایه فرابورس گردیده تا کنون توانسته است با خرید کلینکر و افزودن  سایر مواد لازم برای تولید سیمان و فرآوری های لازم  و بسته بندی و بارگیری ، محصولات خود را در بازار داخل و خارج کشور به فروش برساند. 

متاسفانه مدتی کارخانه سیمان مجد خواف با مانع تراشی هایی روبرو بود و در نتیجه تسهیلات ارزی مورد نیازش برای راه اندازی کامل پروژه تا تاریخ مقرر فراهم نشد. 

امید است این پروژه بزرگ صنعتی با همدلی مسئولان و مدیران بتواند فاز دوم خود را نیز به نتیجه برساند و نماد همدلی و مشارکت سرمایه گذارانش باشد. 

نمایشگاه نقاشی های اکسپرسیونیستی حسین خوشرفتار در گالری شکوه

DSC00337.JPG

حسین خوشرفتار متولد 1360 خواف می باشد. اوفوق دیپلم آموزش هنرهای تجسمی و لیسانس نقاشی از دانشگاه هنر تهران دارد و حدود 10 سال است که در زمینه نقاشی فعالیت می کند. وی تا کنون در شش نمایشگاه گروهی و چهار نمایشگاه انفرادی در گالری های والی، صبا، احسان و ... در تهران و مشهد شرکت داشته است...

ادامه نوشته

اجرای نمایش زخم خار در تالار هنر دانشکده سینما تئاتر تهران


دیروز مورخ 23/2/91 ساعت 15 تهران میزبان عزیزانی از خواف بود که با اجرای بسیار زیبایشان و ابراز روح هنرپرور خواف لبخند شادی را بر لبان همشهریان مقیم تهران نشاندند. 

البته داستان نمایش زخم خار ، درد و غصه ای به طول تاریخ داشت و اشک را گهگاهی بر دیدگان تماشاگران نمایش جاری می ساخت. 

اگر چه اطلاع رسانی دیرهنگام و البته چهره به چهره خوافی ها جمعیت اندکی را روانه این تالار کرده بود اما تشویق مکرر و اظهار رضایتمندی تماشاگر ، خستگی سفر را از دست اندرکاران این نمایش هنری و گران سنگ به در کرد. 


ادامه نوشته

منتخب مردم خواف : رئیس مجلس نهم باید حامی نمایندگان در انجام وظایف نظارتی​شان باشد

منبع :

http://www.khabaronline.ir/detail/211979/politics/parliament

محمود نگهبان سلامی، «ارتباط موثر با رهبری»، «تعامل با دولت» و «اقتدار در نظارت» را مهمترین ویژگی​های رئیس مجلس نهم دانست.

منتخب مردم خواف و رشتخوار در گفت​وگو با خبرآنلاین، با بیان اینکه دشمن به دنبال حضور کمرنگ مردم در انتخابات مجلس نهم بود، مشارکت پرشور مردم در این انتخابات را لبیک آنها به ندای رهبری انقلاب و پاسخی کوبنده به دشمنان خارجی خواند که خط بطلانی بر توطئه​های آنان کشید.
وی با تاکید بر لزوم دقت و درایت در پیشبرد امور مجلس نهم که با چنین پشتوانه مردمی​ای تشکیل شده است، افزود: مردم افراد مختلفی را در سراسر کشور برگزیده​اند و باید دید که با چه اندیشه​ای می​توان به مدیریت آنها و قوه مقننه پرداخت که پاسخگوی نیازهای مردم باشد.

ادامه نوشته

عیار آدمیت

(به نقل از وبلاگ قنبیت : http://ghonabit.blogfa.com/post-682.aspx

بعد از تعطیلات آخر هفته پیش و سفر به دیار یار؛شنبه از راه که رسیدم رفتم کارخونه؛فضا یه مدل خاصی بود،بچه ها ساکت و بی حال بودند.تا اسم آقای روحانی رو شنیدم گفتم بیچاره رفته مرخصی کاراش مونده ملت شاکیند.آخه آقای روحانی نگهبان شرکت رفته بود مرخصی،بعد از یکسال بیست روز مرخصی گرفته بود  دست زن و بچه رو گرفته بود و رفته بود بندرترکمن ولایتشون؛گفته بود جمعه شب میره ولی گفته بود فقط گفته بود!اولین نفری که بهم گفت گفتم بازم شوخی پشت وانتی این الکتروفنی هاست ولی نبود.آقای روحانی نگهبان جوان ما که با همسر و محسن 3-4 ساله و آی سان 7 ساله نرفته بود مرخصی؛بنده خدا شب قبل از مرخصیش یعنی شب جمعه محسن رو برده بوده آرایشگاه تو راه برگشتن به شرکت که همون جا ساکن بود سرکوچه ی شرکت یه بی وجدانی زیرش میکنه و درمیره!مرگ مغزی و چند روز دلخوشی به معجزه که فایده ای نداشت.خدا رحمتش کنه و محسنشو زود تر خوب کنه؛آدم خوش برخورد خوش منشی بود.بارها خودم حواسم به برخوردش با بچه هاش جم شده بود که این آدم با این همه فشار که بخاطر کار شهرشو ول کرده اومده اینجا و کاری که همه ازش توقع دارند ولی چقدر خوب با بچه هاش حرف میزنه،چقدر خوب به بچه هاش که تو دست و پا بودن میگه برید تو!خدا رحمتش کنه شوک عجیبی بود برامون اما امروز یه چیزی شنیدم که خیلی سوختم از دست ادعاهای چرند افراطی های کم عقل که تو هر گروه و دسته ای زیادن.شنیدم توی بیمارستان خانمش گفته به بچه ها که فلانی(از بچه های ما)گفته اگه شیعه بشید ما یکی رو میاریم قرآن بالاسرش میخونه سه روزه بلند میشه راه می افته!این بنده خدا از برادران اهل تسنن بود حنفی بود و از نظر فقهی به ما نزدیک بود.حرم میرفت و محرم ها رعایت میکرد وهرکسی میرفت زیارت یا میومد بهش زیارت قبولی و نایب زیاره ای میگفت.اینا هیچ اصلا وهابی بود؛این چه حرفیه در چنین موقعیتی به کسی میزنی حیوان!الان این شخص معتقده شیعه واقعی مولاست؟ای خدا بدادمون برس بس که محکم و شل میخ کوبیدیم تو دیوار! 

به یاد مرحوم شیپوری

امروز چهاردهمین سالگرد درگذشت معلم مرحوم محمدعلی شیپوری است . راستش را بخواهید در مقام شاگرد معلمی من یک سال آقای شیپوری را درک کردم. سال اول دبیرستان شهید مدرس و من دانش آموز کلاس اول دبیرستان 102 بودم. 

روز وفات مرحوم شیپوری آخرین کلاس درس ما کلاس ادبیات آقای هنرخواه بود. آقای هنرخواه در مدرسه تشریف نداشت و من وارد دفتر مدرسه شدم تا برای رفتن به منزل از دفتر اجازه بگیرم . ناگهان آقای شیپوری با همان هیبت و ابهتش را تنها دیدم . فکرش را نمی کردم که شوخی کند و یا بخندد. به آرامی گفت : خلیلی پور ورزش هم می کنی ؟ گفتم برای این که چاق نباشم ؟ با لبخند پاسخ داد : هم برای این و هم برای سلامتی ... آقای شیپوری هر روز با دوستان گرمابه و گلستانش کوه کم ارتفاع اما با شکوه خواجه یار خواف را در می نوردید و حوالی غروب برمی گشت. 

با لبخند رضایت آمیزی از دفتر خارج شدم و به بچه های کلاس گفتم که می توانیم به خانه هایمان برویم. در راه برگشت از مدرسه که نسبتا هم طولانی بود یک سره از خوش خلقی عجیب آقای شیپوری و احساس خوبی که داشتم سخن گفتم. 

بعد از ظهر به رسم بسیاری از خراسانی ها خواب قیلوله را که گذراندم به ناگاه از پنجره اتاقم دیدم که کوه خواجه یار مملو از آدم است . به سرعت لباس پوشیدم و سراغ کوهپایه پر از جمعیت رفتم . هم کلاسی هایم را دیدم که آن ها هم آمده بودند. با ترس و شوخی و تردید از سکته آقای شیپوری در کوه سخن می گفتند و ما که نمی توانستیم باور کنیم اندکی هم قضیه را مسخره می کردیم تا این که قامت خوابیده این مدیر پرتلاش و با ابهت خواف را بر برانکار دیدیم وناخودآگاه اشک ما سیلان نمود. 

از فردا دبیرستان سرتاسر سوگوار شد و مراسم با شکوهی برای تدفین آن شادروان برگزار گردید. به یاد آن مرحوم ، اولین مرکز پیش دانشگاهی خواف را هم «مرحوم محمدعلی شیپوری» نامیدند تا نام آن عزیز بر مدارک ما تا ابد ثبت گردد... 

من در یک منطقه ‘افغان ممنوع’ بزرگ شدم


“کوتاه زمانی پس از حادثه کشته شدن پدرم در تعقیب و گریز پلیس، خواف تبدیل به شهرستان شد و به دلایلی که هیچ وقت ندانستم، این شهر هم ‘افغان ممنوع’ شد. من که به دلیل نداشتن برگه تردد، نتوانسته بودم در مراسم کفن و دفن پدرم حضور یابم، دیگر هرگز نتوانستم به آن شهر بروم و قبرش را ببینم… از همان سال تا هنوز”


ادامه نوشته