گاهی اوقات ، ما برای توجیه برخی مسائل گزاره هایی را به کار می بریم که احساس می شود در جامعه مورد نظرمان « مقبولیت عام» دارد. بدون آن که گزاره های مورد نظر مستند باشد یا این که در مورد خاص ما مصداق داشته باشد. به عنوان مثال در خانواده ای که فرزند x مورد عنایت بیش تر والدین است، فرزند y همیشه دارای یک پاسخ نسبتا قانع کننده برای توجیه بسیاری از ناکامی های خود هست و در نتیجه سرنوشت فرزند y به جای پیشرفت همراه با ایستایی و یا حتی پس روندگی خواهد بود.
در جامعه ما نیز توسل به چنین گزاره هایی بسیار معمول است. کافی است اندکی دقیق تر نگاه کنیم. در خواف به علت وجود برخی تبعیض های مزمن تاریخی و انزوای جغرافیایی از این قسم گزاره هابسیار است که یکی از مهم ترین آن ها بزرگنمایی مساله شیعه/سنی است. مثال های واقعی که شخصا با آن ها مواجه شده ام در ذیل می آید: