در سفر اخیرم به خواف از فرصت محدودی که وجود داشت حداکثر بهره را بردم و سعی کردم مسائل پیرامون خودم را به دقت بنگرم و درباره آن ها با دوستان و آشنایان و صاحب نظران سخن بگویم. متاسفانه بایستی گفت رنج ها و دردها در این منطقه بسیار است و باید از دل مردم و نخبگان نهادهای اجتماعی به وجود آیند تا معضلات و مشکلات را به حداقل برسانند. 

در نگاه اول جو مذهبی خواف به عنوان یک فرصت برای کاهش بسیاری از آسیب های اجتماعی تلقی می شود. اما بیش تر که مساله را واکاوی کنی می بینی که تلفیقی از فضای سیاسی – اجتماعی حاکم ، فناوری های موجود و گسترده و حجم وسیع اطلاعات دریافتی جریان ساز یک فرآیند «انجماد» گردیده است. به نحوی که شبکه های ماهواره ای مورد استقبال برخی گروه های سنی نوجوان که برخی از آن ها به لحاظ بهره هوشی و ... در سطح بالایی قرار دارند از حیث موضوع در دسته «مذهبی» و آن هم از نوع افراطی قرار دارند. نه تنها این مساله مطلوب نباید باشد که بایستی آثار مخرب آن به دقت بررسی گردد. 

به عنوان مثال یکی از اقوام ما که ده یازده سال دارد همواره از شبکه های «کلمه» و «وصال» و «نور» می گوید و آن یکی دیگر دائما سخن از «اللهیاری» بر زبان می راند. جالب آن که تا چند سال پیش این کودکان باهوش را که می دیدم دانشگاه و علم و ترقی در حضورم مجسم می شد و حالا همان کودک دیروز و نوجوان امروز سخن از علاقه برای تحصیل علم  دین و ملا شدن می گوید. البته این که آنان که در عرصه دین دستی دارند باهوش باشند و مسائل را فهم و درک عمیقی نمایند بسیار مایه خوشوقتی است؛ اما به نظرم مساله به همین جا خلاصه نمی شود. به ویژه این که انسان ها «فرآورده» نیستند که بگوییم در همین موقعیت خود متوقف شده اند و قرار نیست تغییر کنند. بلکه آدم ها را باید جریان یک «فرآیند» دید و از این رو می توان امیدوار هم بود. 

مساله اساسی این است که جامعه «خواف» برای کودکان و نوجوانان یک نیاز ساخته و پرداخته است و آن نیاز نیاز به مذهب است که ریشه در نیاز به معنا در زندگی دارد و این افراد هم چون با حجم وسیعی از دنیای اطلاعات سر و کار دارند همواره از سطح عمومی آگاهی جامعه یک سر و گردن و از نهاد های مذهبی جامعه خواف چند سر و گردن بالاترند. مساله این جاست ( من سعی می کنم مخاطبم تنها حوزه علمیه احناف خواف (اهل سنت) باشد ) که آموزش های حوزه های علمیه به طور کلی و حوزه علمیه احناف خواف به طور خاص به روز نیستند. یعنی بسیاری از کتبی که در آن جا تدریس می شود محصول سال های بسیاری پیش از این است از فقه المیسر و القدوری و نورالایضاح و کنزالدقائق و هدایة در فقه گرفته تا ابوالمنتهی در کلام  و اصول الشاشی در اصول فقه تا... نه سال بر فقه تمرکز می شود و در عرض یک سال صحیح بخاری و صحیح مسلم و جامع ترمذی و سنن ابن ماجه و سنن ابی داود و نسائی تقریر می گردد. یعنی آموزش به نحوی است که فرصت مداقه در بسیاری از مسائل را به طلاب نمی دهد و البته با وجود اصیل بودن منابع درسی از لحاظ وثاقت تاریخی و مرجع بودنی که دارد به لحاظ عدم پرداختن به مسائل روز فارغ التحصیلان را از داشتن جاذبه برای جذب نوجوانان سرگردان در دنیای اطلاعات محروم می سازد و نتیجه آن که آنان به سمت شبکه های با پایه مشترک اهل سنت و البته مروج تعصب و مباحثات و مجادلات بی نتیجه مذهبی و کلامی سوق می دهد یا ایشان به گروه های تازه بر آمده از دل حلقه های روان شناسی و ..... می پیوندند. ( در خواف نمونه اش را دیده ایم ...) 


مثلا در ساعات اوقات شرعی که توسط حوزه محترم علمیه منتشر می گردد هنوز بر آزاد کردن برده به عنوان کفاره روزه تاکید می گردد. یا در این حجم وسیع اطلاعات دریافتی که انحصار گرایی در فقه تقریبا ناممکن شده است هنوز فلان حکم حنفی بدون استدلال و ارائه ادله بیان می گردد در حالی که همین شبکه ها حکم متباینی را از یک فقیه دیگر اهل سنت با ذکر دلیل ارائه کرده و مخاطب را جذب خود می کنند. 

نباید تلاش های نهاد مذهبی حوزه علمیه احناف خواف را برای پوشش دادن خلاهای موجود نادیده گرفت و برقراری جلسات دانشجویی و اهمیت دادن به مسائل اجتماعی از این دسته است. اما مساله این جاست که اگر آزاد اندیشی و آزاد گویی در چارچوب های مذهبی اهل سنت در آن نهاد گسترش یابد آسیب های کمتری به نهاد مذهب در درجه اول و به این نهاد مذهبی (حوزه) در درجه دوم وارد خواهد آمد. 

خلاصه کلام این که معنویت یک نیاز واقعی در جامعه است و مذهب در خواف عرضه ای برای رفع این تقاضا است. با گسترش دنیای اطلاعات انحصار در ارائه اطلاعات مذهبی از دست نهادهای مذهبی موجود نظیر حوزه محترم علمیه احناف خواف خارج گردیده است و لزوم ارائه محتوایی در خور و پر معنا و مخاطب پسند بیش از پیش احساس می گردد تا مانع از ظهور و بروز  افراط گرایی در امور مذهبی و گرایش های سلفی تند و تبعات خطرناک آن گردد و در این راه اصلاح نظام آموزشی ، جلسات گفت و گوی دو طرفه با کارشناسان و نخبگان و ... می تواند موثر باشد و طبیعی است این اقدام به نفع مذهب و حوزه های علمیه خواهد بود .