اخیرا فردی به نام برهان الدین معراجی در فضای مجازی سه گانه ای با سه عنوان منتشر کرده است. نمی دانم این اسم واقعی است یا خیر؟ اما با نگاهی دقیق به متنی که خطاب به آقای نگهبان سلامی نوشته است موارد زیر را به روشنی می توان دریافت:

1-      نگارنده اعتقادی به آزادی بیان نداشته و هنوز در فضایی سیر می کند که بر آن بر مونولوگ گویی و تریبون های انحصاری تاکید دارد. این چه سخنی است که آیا خواف کشش یک نشریه دیگر را دارد یا خیر؟  فردا ممکن است بگویند آیا خواف کشش داشتن یک مرکز آموزشی دیگر را دارد یا خیر؟ ...  هر امر مثبتی که وجود یکی اش مثبت است وجود دوتای آن به مراتب ارجحیت دارد. به علاوه هر نشریه به عنوان یک رسانه مدیر مسئول دارد، سردبیر دارد و سیاست های خاص خود را دارد. آیا نشریه «فصیح» هم با همین قاطعیت حاضر است تریبون هر اندیشه و نظری باشد. به راستی اگر چنین است این پست وبلاگ مرا در نشریه خود منتشر کنید شاید به آزاد اندیشی و نیت خیر شما بیش تر واقف شدم. آقای نگهبان سلامی یک شخصیت مستقل است با اندیشه مستقل خود و اگر اراده و دوست داشته باشد که فعالیت رسانه ای کند باید با تمام وجود از آن استقبال کرد.

2-      گویا نگارنده تلاش دارد به هر نحو ممکن آقای نگهبان سلامی را مجاب نماید که زبان به نقد و انتقاد از آقای سجادیان نماینده سابق بگشاید. در همین راستا به جای تقدیر از اطلاع رسانی فعالیت های نماینده فعلی آن ها را نوعی تقابل و برجسته سازی برای مقابله با نماینده سابق عنوان می کند.کاری که متاسفانه قبلا هم مسبوق به سابقه بوده است و باید این روزها فرهیختگان تمام تلاش خود را برای اثبات ایجابی افراد و مسئولین مورد نظر و مقبول خود به کار گیرند و اثبات های سلبی و انکاری را فراموش کنند. یعنی این که توانمندی های خود را ابراز کنند نه این که ناتوانی های بقیه را پر رنگ کنند یا فعالیت هایشان را بیهوده و غلط ارائه دهند.

3-      در خصوص اصلاح قانون معادن موضوع تبصره 6 ماده 12 قانون معادن که با پیشنهاد آقای سجادیان به تصویب رسیده است و خبر آن را از اینجا می توانید ببینید . کل قانون را هم در اینجا بخوانید . اصل این تبصره چنین است:

دولت مکلف است 15 درصد از حقوق دولتی وصولی را به اعتبارات همان استان اضافه نماید، به طوری که تمام اعتبار یاد شده جهت ایجاد زیر ساخت و رفاه و توسعه شهرستان با اولویت بخشی که معدن در آن واقع شده اختصاص یابد.

حالا با همین مصوبه کوتاه و پر ابهام بودجه ها به این منطقه سرازیر می شود ؟ یا باید نمایندگانی باشند که بر عملکرد دولت نظارت نمایند و تذکر ها بدهند؟ چه ضرورتی هم دارد که بر تاریخچه قوانین و مقررات تاکید شود. آن وقت در مجلس یا در رسانه ها مدام باید مقدمات طویلی بچینند و بعد مجادلات فراوان صورت خواهد گرفت و چه بسا عیان شود که در اصل تاریخچه فلان قانون هم شبهاتی وجود دارد.

4-      این که نماینده خواف صادقانه از مردم به خاطر مشغولیت های فراوان خود پوزش خواسته است واقعا جای سپاس دارد. حالا بیاییم این موضوع را آن قدر بچرخانیم تا به مقایسه با اشخاص دیگر برسیم و بعد نتیجه بگیریم که چقدر بد؟ این به نوعی مغالطه آشکاری است که از آن به مغالطه «پهلوان پنبه» یاد می شود. ضمنا خودم این موضوع را بدون حتی یک بار ملاقات حضوری یا حتی تلفنی با آقای نگهبان تجربه کردم که ایشان هم خوشبختانه برای موکلان خود وقت می گذارند. با یک پیامک کوتاه ارسالی از طرف من ، پیامک مفصلی  از طرف ایشان برایم آمد که جالب توجه بود.

5-      در مورد بحث دانشکده بهداشت با استعلام از آقای دکتر نگهبان ؛ گویا پس از ابلاغ سند آمایش سرزمین دانشگاه های علوم پزشکی که می توانید خبر آن را از اینجا و اینجا ببینید علیرغم قولی که قبلا داده شده بود موضوع اجرایی نمی شود و با پیگیری های مکرر نماینده فعلی شامل 4 ملاقات با وزیر مربوطه و حتی طر ح سوال از وزیر در کمیسیون و تذکرات شفاهی و کتبی متعدد بالاخره با تاسیس یک مرکز آموزش عالی موافقت می شود. آیا این همه تلاش جای تقدیر و تشکر ندارد؟

6-      در مورد اعلام مدیرانی که برای رضایت مردم تلاش نکنند به نظرم مقایسه صورت گرفته جالب نیست. چه بسا این که نماینده ای که قدرت اجرایی ندارد و با پیگیری های خود نتواند در ترکیب مسئولان شهرستان نقشی داشته باشد با این کار بتواند مسئولان را برای همکاری با مردم قانع نماید. به علاوه طرح شعار خوب که بد نیست. هم این است که رفتار و عمل افراد هم مطلوب باشد حتی اگر نتواند تمام شعارها را پوشش دهد.

7-      در مورد مقایسه بر مبنای مدرک تحصیلی که از سوی آقای نگهبان بیان شده من هم با اصل انتقاد صورت گرفته موافقم. اما مساله ایشان ارزیابی برتری و فضیلت اشخاص نبوده که موضوع «تقوی» به میان آمده است بلکه ارزیابی موثر بودن و مفید بودن برای مردم ذکر گردیده است. البته دوباره تاکید می کنم که به نظر من صرف داشتن «دکتری» نمی تواند برای جامعه اسباب خیر کثیر باشد.

در پایان امیدوارم بساط تفرقه افکنی و تخریب و بد فرهنگی که متاسفانه در جامعه ما ( هم خواف و هم کل کشور) بعضا مشاهده می شود برچیده شود و به جای آن همه با هم دست در دست هم دهیم و برای آبادی و توسعه بکوشیم.