بامداد روز دوازدهم تیرماه در حالی که از شدت کارهای اجرایی لازم برای برنامه دوشنبه شب در خواب بودم با تلفن یکی از نزدیکان از خواب پریدم . تصور شدت زمین لرزه ای که خبرش را شنیدم برایم سخت بود و به همین دلیل بهسایت موسسه ژئوفیزیک تهران که آخرین زمین لرزه ها را به صورت برخظ گزارش می کند مراجعه کردم . بلافاصله گزارش مقیاس زلزله و مرکز و عمق زلزله را به خانواده رسانده و خوابیدم ... 

صبح در حالی به دفتر کارم آمدم که نگران پیامدهای زلزله بودم و هنگامی که شنیدم که مسجد ملک زوزن خراب شده اشک بر چشمانم جاری گشت و انگار که عزیزی از دست رفته باشد به سوگ نشستم و البته اندکی بعد معلوم گشت که آسیب مسجد زوزن چندان وسیع نبوده که فی بادی النظر متصور گردید. .. 

کم کم میهمان ها از راه رسیدند . از نورمحمد درپور و ذوالفقار عسگری پور و غلامحسین غفاری گرفته تا علیرضا سلیمانی و میهمانان دور و نزدیک همشهری و غیر همشهری . ..


چند روزی است که از خستگی ناشی از اجرای همایش مذکور رمقی برای آپدیت کردن وبلاگم باقی نمانده . اما این چند خط را نوشتم تا تکلیف شود که به زودی با گزارش ها و مطالب جالب با هم درد دل کنیم.